ماهگرد پانزدهم
دختر گلم امروز پانزده ماهه می شی و کم کم داری به سوی خانم تر شدن پیش میری. این موضوع را وقتی بیشتر حس می کنم که چادر نماز سرت می کنی، یا دلت میخاد جوراب های من رو بپوشی، یا در پوشیدن لباسهات کمک می کنی؛ یا وقتی همراه من و البته محکم تر از من دستمال می کشی تا گردگیری کنی! - تو همچنان دختر محتاطی هستی و با اینکه می تونی تا 5 دقیقه سرپا بایستی یا 5 قدمی مستقلا راه بری؛ ترجیح میدی که دست من رو بگیری و خوب، این فرایند از صبحِ زود به محض باز کردن چشمات شروع میشه و تا شب موقع خواب، ادامه داره! (ده شبی بود که اصلا خوب نمی خوابیدی و توی خواب آه و ناله میکردی. دیشب که به پاهات روغن بابونه زدم، احساس کر...



