ثمین عزیزمثمین عزیزم، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 17 روز سن داره
طنین عزیزمطنین عزیزم8 سالگیت مبارک

ثمین بهترین هدیه آسمانی

سورپــرایز!!!

1392/7/1 13:51
نویسنده : مامان
220 بازدید
اشتراک گذاری

عصرآخرین روز شهریور ماه است و ساعتها تغییر کرده اند.  جدای از اینکه از صبح تا ظهر، هر چه به ساعت خیره می شدی، از رو نمی رفت و کندتر می گذشت؛ از ظهر به بعد انگار عقربه های ساعت خوابیده اند و اصلا قدم از قدم بر نمیدارند! ساعت تازه 2 است!

حالا دیگر سر و صدای همکارانم – هم سلولی های همدردم! – هم در آمده و من کمی خوشحالتر از پیش، که این تغییرات ساعت کاری فقط دل نگرانی من نیست! سرگرم کار با سیستم هستم و در افکار مادرانه ام، غوطه ور!

یک ارباب رجوع دیگر از در وارد می شود،.... و من بدون اینکه توجهم را به خودش جلب کند، به کارم ادامه می دهم.( معمولا چون هیچ دانشجویی با من کار ندارد و برای پرسیدن سوالش، مستقیما سراغ همکار روبرویی من می رود!)

و بله .....

این بار ارباب رجوع با خود ِ من کار دارد!!!!! – یک کار فوق العاده شخصی -

 یک دختر کوچولوی ناز خوابالوی یک سال و دو ماه و سه هفته ای! که همراه آقای پدر- که در ماموریت به سر می برده بود- برای سورپرایز کردن خانمِ مادر عازم دانشگاه شده است.

و چه سورپرایز دلنشینی. همه خستگی تابستان از تنم پرید و آماده پاییزی رنگی و شیرین شدم.

 

آقای پدر!

 از اینکه بعضی وقتها این گونه مرا سورپرایز می کنی، یک دنیا ممنون!

و از اینکه همیشه حضور گرمت را به عنوان یک تکیه گاه امن و محکم، پیش خودم حس می کنم.

از اینکه پشت منی....

دوستت دارم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

مامان بنیتا
1 مهر 92 17:40
وای چه قدر پست جدید!!همه رو خوندم و لذت بردم از سبک قلمتون عزیزم
اول از همه بگم منم برای خواب ظهرگاهی دخترم همه جور تدابیری می اندیشم!و خداروشکر خوب می خوابه ولی یه جا که می ریم چون به سکوت عادت کرده موقع خوابیدن خیلی اذیت می کنه تا بخوابه
دوم اینکه منم از اینکه عکس دخملی رو نمی ذاری گله مندمخب دوست داریم ببینیمش حتی اگه عکسا با کیفیت نباشه
سوم هم یه عالمه برای ثمین جونم و مامانی گلش

مرسی عزیزم، شما لطف دارید.
اول: آهای درد مشترک!
دوم: حتما در اولین فرصت
سوم: یک دنیا ممنون خاله جونم

مامان ساتیار
2 مهر 92 10:54
چه خاطره ی قشنگی..
مامان ساتیار
2 مهر 92 10:55
خصوصی گلم..
مامان ساتیار
2 مهر 92 10:55
رمز: 66766
مامان ساتیار
2 مهر 92 10:56
یادم شد تیک خصوصی رو بزنم.. لطفا تاییدش نکن عزیزم..


حتما عزیز دلم