ماهگرد بیستم
دختر عزیزم! بیست ماه از با تو بودن می گذرد و من بیست بار به تو وابسته تر شده ام! بیست هزار بار از داشتنت به خود می بالم و بیست هزار هزار بار خدا را شاکرم که مرا لایق مادری ِ تو کرد! با داشتنت زندگی را شاعرانه تر لمس می کنم، به دور از درگیریِ ردیف و قافیه! گویی گمشده ام را در وجود ِ تو یافته ام، مایی از نو متولد شده در دامانِ عشقی پاک و معصوم که سالها پیش جان گرفته، با حضورِ تو کامل شده و با بزرگ شدنت می بالد تا به اوج برسد. گرمایِ آغوشت را از من دریغ نکن ، هیچگاه؛ که با هُرمِ نفسهایت قلبم می تپد. بوسه های شیرینت را ارزانی ام دار که خستگی ام را به دستِ فراموشی می سپارد. و صدایم بزن ... شیرین تر از همیشه، که با شنیدن آهنگِ صدایت جا...



