ثمین عزیزمثمین عزیزم، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 17 روز سن داره
طنین عزیزمطنین عزیزم8 سالگیت مبارک

ثمین بهترین هدیه آسمانی

رینگ مادری

1392/7/27 11:23
نویسنده : مامان
245 بازدید
اشتراک گذاری

صبح روزی که مجبوری بچه اندکی مریضت را بگذاری پیش مادربزرگش و راهی کار شوی، انگار داری توی رینگ با خودت بوکس بازی می‎کنی. یک مشتت را می‎کوبی آن سوی صورتت که «آخه این بچه تب داره. می‎دونم کمه، اما اگه بالا بره چی؟ من باید بالای سرش باشم.» آن یکی مشتت بالا می‎آید و می‎کوبد این سوی صورتت که «همکارت هم امروز نیست. همه صفحه‎ها را باید خودت ببندی. قول دادی کاری برای شنبه نماند این هفته.» باز این مشت که «ببین نفس نفس می‎زند...» و باز آن یکی مشت فرو می‎رود توی چشمت که «چاره‎ای نداری. مجبوری...»

مهم نیست که کی برنده می‎شود. این کتک کاری تا آخر روز ادامه دارد و دست آخر آن چیزی که له و لورده می‎شود، صورت توست.

امروز صورتم بدجوری درد می‎کند.

 

با تشکر از روزهای مادری

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)